تبليغاتX
قنبر حاجي وند
 

                            « سليقه سالاري » در اداره كل ارشاد آذربايجان غربي !

 

      از محضر شما خواننده ي عزيز و مراجعين بزرگوار اين وبلاگ ، معذرت مي خواهم كه براي مدتي ارتباط في مابين قطع گرديد . اگر به پست قبلي ام مراجعه نماييد ، متوجه مي شويد كه من ادامه ي كار فعال سازي و به روز رساني اين وبلاگ را منوط و مقيد به روشن گرديدن وضعيت انتشار ( پخش ) كتاب « نيم سال با www.hajinevesht.com » كرده بودم ؛ متأسفانه اين كار زياد طول كشيد ؛ چيزي نزديك به شش ماه ( !؟ ) . لذا چون فرصت سوزي و سليقه گرايي در مديريت فعلي فرهنگ و ارشاد استان حاكميت مطلق دارد ، جهت تداوم كارم در اين فرصت رسانه اي – مجازي ، چاره اي نديدم جز اينكه برگردم سر وب نويسي ؛ حالا در آينده ي دور و نزديك ، اگر از كتاب در محاق توقيف قرار گرفته ، خبري شد ، آن را نيز گزارش مي كنم و تحليلهاي مربوط را ارائه مي دهم .

     ... فقط همينقدر بگويم كه خبري ( نزديك به راست ) شنيده ام از اينكه متوليان امور كتاب آن اداره كل ، بر خلاف آنچه در روزهاي توقيف كتاب مزبور ( اوايل ارديبهشت ماه امسال ) اعلام نمودند : ( ارسال « مجوز و كتاب » به تهران ، جهت بررسي مجدد !؟ ) ؛ اصراراً از وزارت ارشاد خواسته اند كه مجوز مربوط را لغو كند . و اين از عجايب روزگار است كه كارت مجوز دائمي چاپ كتاب ، يكباره و با سناريو نويسي يك اداره كل ( كه در آن ، سليقه و رابطه ، بر قانون و ضابطه ارجحيت دارد ) ، باطل شود !؟

      البته در شرايط فعلي ، هيچ شايعه و خبر ( غلط و درست ) ، در اين باب مسموع و پذيرفتني نيست ؛ چرا كه اداره كل نشينان قانونمدار ، هنوز كه هنوز است يك برگ كاغذ مبني بر ابطال مجوز و يا مشكلدار بودن كتاب چاپ شده و ... نتوانسته اند ارائه كنند كه دال بر قانوني بودن اقداماتشان باشد !

      دوستان و همراهان محترم ، جهت اعلام نظر در بخش نظرات اين پست ؛ و براي مشاركت در اعتراض به برخورد با نويسندگان و روزنامه نگاران و توقيف كتاب مزبور ، به پست قبلي مراجعه كنند . ممنون و سپاسگزام .    

 

 برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

 

+ نوشته شده توسط حاجي در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 21:47 |
 

          

توقيف كتاب = سركوب انديشه 

 

      با توجه به آنچه در پست قبلي ( سلاخي انديشه ! ) تحرير و تحليل و

گزارش شد ، تا روشن شدن تكليف « پخش كتاب منتشره ام » و در

اعتراض به مديريت بسته و اقدامات سليقه اي و فراقانوني اداره كل

فرهنگ و ارشاد اسلامي استان آذربايجان غربي ، اين وبلاگ به روز

نخواهد شد !

     { درج نظرات خوانندگان بزرگوار و دوستداران آثار قلمي ام ، در اين وبلاگ نيز استثنائاً باز و آزاد خواهدبود }

    

      دوستان و خوانندگان بزرگوار مقالاتم را به امضاي « اعتراضيه » در سايت اعتراض ، با عنوان تهران

مجوز مي دهد ، اورميه توقيف مي كند ؛ دعوت مي كنم .

 

براي اعلام نظر و امضاي طومار  اينجا  را كليك كنيد .

{ همراهان عزيز ، لطفاً در اعلام نظر اخلاق رسانه اي و منطق و اعتدال را رعايت نماييد . سپاسگزارم . }

  -------------------------------------------------------------------------------------------------  

-------------------------------------------------------------------------------------------------

 

بخش هايي از اين كتاب :

- در خدمت و خيانت كتابداران و مديران انتصابي ارشاد

- روز بزرگداشت فردوسي !

- اندر موضوع كمك 154 ميليون دلاري ايران به افغانستان

- در نقل و نقد رخدادهاي شهرستان مياندوآب

- در مجتمع هاي فرهنگي ارشاد چه مي گذرد ؟!

- هنرمندان قلم و شعر فروش

- معلم و حقوق مدني ؛ فرياد معلمان

- فرمانداري كه سنگ تمام گذاشت

- از نمايندگي مجلس تا كدخدايي منطقه

- بده و بستانهاي سرپرست ارشاد شهرستان با هنرمندان

- پلاگاردهاي تبريك يا تملق پروري و فرصت رانتخواري

- جاوداني ، مدير كلي كه با ديگران كلي فرق داشت

- دفتر خبري صدا و سيما مي لنگد

- شوراي شهر هم سياسي !

- ... 

  برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

+ نوشته شده توسط حاجي در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:25 |
 

            

هزينه هاي روزنامه نگاري محلي !

 

      به عنوان يكي از منتقدان جدي منطقه و استان ، كه بيشتر همايشها و جشنواره هاي برگزار شده در مركز استان آذربايجان غربي را مورد نقد و تحليل قرار مي دهم ؛ در تمامي زمانها ، كمترين انتظار و توقع ام از متوليان فرهنگي و هنري منطقه ، علي الخصوص مديريت فرهنگ و ارشاد استان اين بوده و هست كه تا آنجا كه ممكن است و مجموعه ي قوانين و ضوابط اداري بر آن تأكيد مي ورزد ، با اصحاب قلم و منتقدان و روزنامه نگاران تعامل داشته باشند و يا حداقل در مواجهه با اخبار و تجزيه و تحليلهاي نيروهاي مستقل و روزنامه نگاران آزاد ، منصفانه ترين راه ممكن را براي گفتمان و يا پاسخگويي و رفتار متقابل برگزينند .

       متأسفانه در مدت چندين سالي كه در مركز استان ساكن شده ام ، به جهت علاقه اي كه به پيگيري سوژه هاي خبري و بازتاب مراسم و گزارش از همايشها و نمايشگاهها و ... داشته ام ، با وجود اينكه بي طرفانه و اغلب از منظر نقد منصفانه به قضاياي موجود در حوزه ي فرهنگ و هنر پرداخته ام ؛ ليكن هميشه شاهد قهرورزي و جبهه گيري و جوسازي از سوي عوامل اداري و مديريتي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده ام ؛ به جاي آنكه به مطلوبات خويش دست بيابم .

      از دومين جشنواره و نمايشگاه مطبوعات استاني ( مهر ماه 1387 ) كه متوجه برخي مسائل از جمله حذف آثارم از مرحله ي داوري جشنواره شدم ، حساسيتم به نقل و نقد اخبار و گزارش برنامه هاي فرهنگي و هنري اداره كل ارشاد زياد شد و به نوعي مصمم تر از پيش احساس وظيفه مي كردم كه ضمن تهيه ي خبر و گزارش ماوقع ، از پرداختن به حاشيه ها نيز غافل نمانم .

      متأسفانه هر چه در اين راه و انجام وظيفه ي خبررساني و روزنامه نگاري ام بيشتر مي كوشيدم ، جبهه گيري مدعيان فرهنگي و هنري اداره كل در مقابل فعاليتهايم بيش از پيش مي شد ؛ بطوريكه در پس هر برنامه اي ، خصوصاً برنامه هاي بزرگ و در سطح منطقه و استان ، خيلي ها منتظر مقاله اي و يا نقد و حاشيه اي از من بودند تا آن را به طريقي اولي به سمع و نظر مخاطبان خاص و مقامات فرهنگي برسانند .

     ... آنچه تازگي دارد و در حقيقت مي خواهم از آن به عنوان هزينه ي منبعث از فعاليتهاي مطبوعاتي و ديدگاههاي روزنامه نگاري ام ياد كنم ، طي چند روز اخير رخ داد كه بدينوسيله خواستم ضمن اعلام و انتشار اين موضوع حساس و نگران كننده ، راه حلي جسته شود براي برون رفت از مشكلاتي از اين دست .

        اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان ، در يك اقدام فراقانوني و سليقه اي ، كتاب « نيم سال با www.hajinevesht.com ) مرا ، { تدوين سركار خانم س . ن } ، عليرغم دارا بودن مجوز دائمي چاپ از وزارت متبوع ، در مرحله ي پخش ( اعلام وصول ) ، توقيف نموده و با بهانه هاي واهي و توجيهات غير منطقي و اشكال تراشي بر محتواي كتاب ، كه گفتارها و تحليلهايي از روزنامه نگاري من در دوران اصلاحات است و اتفاقاً در همين دولت نهم مجوز گرفته ، مي خواهد از پخش و ورود آن به بازار فروش جلوگيري كند . كاري كه حداقل در طول چندين سال اخير در اين منطقه سابقه نداشته و در صورت اصرار بر عملكرد فراقانوني نيز ، لزوماً تا زماني كه كتاب انتشار عام نيابد و دستور قضايي مبني بر جمع آوري و توقيف آن صادر نشود ، انجام چنين اقداماتي جز به انگيزه ي محدود نمودن فعاليت يك روزنامه نگار و اعمال سانسور و بايكوت در حوزه ي انديشه و نويسندگي و فعاليتهاي مطبوعاتي ، چيز ديگري نمي تواند تلقي شود !         

  

  برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

 

+ نوشته شده توسط حاجي در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:57 |
 

               

                                                   سلاخي انديشه !

 

       يكي از كتابهاي من ( نيم سال با www.hajinevesht.com ) ، { تدوين سركار خانم س . ن } عليرغم دارا بودن « كارت مجوز دائمي كتاب » ، در مرحله ي اعلام وصول ، توسط اداره كل ارشاد استان آذربايجان غربي ، در محاق توقيف و عدم پخش قرار گرفت .

    

   * مراحل طي شده تا أخذ مجوز  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي :

 

1- دوم خرداد 1384 ، أخذ شماره شابك

2- ثبت در فهرستنويسي كتابخانه ي ملي ايران = فيپا CIP ( 1/ 3 / 84 )

3- سوم خرداد 1384 ، درخواست صدور مجوز چاپ به اداره كل ارشاد ( دبيرخانه 1103/ 10 – 3 / 3 / 84 )

4- ارسال به تهران از اداره كل ارشاد اورميه ( 26 / 5 / 84 )

5- ورود به دبيرخانه ي هيئت بررسي كتاب ( 1 / 6 / 84 )

6- أخذ تعهد كتبي از ناشر در محل اداره ي كتاب وزارت ارشاد ، مبني بر « حذف اسامي اشخاص و مقامات » از تمامي صفحات كتاب مزبور !؟ ( 11 / 2 / 1386 )

7- صدور مجوز ( كارت مجوز دائمي كتاب ) از سوي وزارتخانه ( 19/ 2 / 1386 )

   

   ... كتاب پس از معطلي هاي معمولي در حوزه ي چاپ و نشر و تعلل ناشر و بي پولي نويسنده و غيره ، در تاريخ 8 / 2/ 1388 ، چاپ مي شود و جهت ( اعلام وصول = صدور مجوز پخش ) به اداره كل ارشاد تحويل مي شود و – متأسفانه – با دستور شخص مديركل از امضاي اعلام وصول و اجازه ي پخش خبري نمي شود . 

      

    * مراحل پيگيري و يافتن علت العلل دستور عدم پخش :  

 

 - ناشر : قرار است كتاب را بفرستند تهران تا « مجوز » ، « لغو » شود . بايد صبر كرد تا از راه مسالمت آميز حل گردد ؛ شايد اجازه ي پخش گرفتيم .

 - مسؤول بررسي كتاب اداره كل : كتاب هم به لحاظ شابك ، هم از جهت مجوز ، هم به دليل تأخير در چاپ ، هم محتوايي و ... ، مشكل اساسي دارد !!

 - مسؤول حراست اداره كل : خبر ندارم ، در جريان نيستم ؛ كتاب را نديده ام .

 - يك كارشناس امور چاپ : بدون دستور قضايي ، نمي توان كتاب مجوزدار را توقيف نمود !

 - مديركل ارشاد : مي بيني كه عجله دارم ؛ بايد برسم به جلسه ي استانداري ، تا شرمنده ي تأخير نباشم . كتاب را ديده ام ؛ بعداً بيا صحبت كنيم ؛ كتاب را مي فرستيم تهران دوباره بررسي شود ؛ كتاب مسأله دار است!؟‌   

 

برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !  

 

+ نوشته شده توسط حاجي در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:51 |