- جناب آقاي دكتر ضمن عرض خوش آمدگويي و آرزوي توفيق و سلامتي از اينكه قبول زحمت فرموديد تا در خصوص برخي سؤالات مرتبط با مطبوعات در خدمت شما باشيم، بفرماييد وضعيت كنوني مطبوعات و روزنامه نگاران كشور را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من هم تقدير و تشكر مي نمايم . در مورد اين سؤال بايستي بگويم كه مطبوعات در وضعيتي نيست كه واقعاً در شأن نظام جمهوري اسلامي ايران باشد . ما يك انقلاب فرهنگي كرديم ، مردم ما فرهنگ ايراني و اسلامي را خيلي باور دارند ؛ در فرهنگ اسلامي ايراني مطالعه نقش بسيار والايي دارد ولي متأسفانه مي بينيد كه تيراژ نشريات ما از استاندارد جهاني خيلي فاصله دارد و با توجه به مشكلاتي كه در عرصه هاي مختلف داريم ، ما الآن وظيفه اي داريم و آن اين است كه تيراژ دو ميليون نسخه اي مطبوعات را به هفت ميليون نسخه برسانيم . بنابر اين بايستي كار كنيم . در عرصه ي مديريت ها بايد كار كنيم ؛ در عرصه ي آموزش خيلي كار كنيم . نياز به رشته هاي جديد دانشگاهي داريم . آميختن آموزش با كار عملي ، كار بسيار مهمي است ؛ مسأله ي حمايتهاي دولت هست ؛ شكل گيري تشكل هاي صنفي روزنامه نگاران هست ؛ اصلاحيه ي قانون مطبوعات هست .
با توجه به پيشرفتي كه در جامعه ي ما شده ، تحولاتي كه اتفاق افتاده ، نيازها و ضرورتهاي جديدي مطرح شده و ارتباطاتي كه ما بايد با خارج از مرزها داشته باشيم براي تبادل تجربه . اگر إن شاء الله اينها را انجام بدهيم ، با توجه به برنامه ريزيهايي كه شده و علاقه مندي كه در بين صنف مطبوعات هست و در حال رفتن به اين سمت مي باشيم ، آينده را من خيلي اميدوار كننده نگاه مي كنم و پر از اميد مي بينم . إن شاء الله اين مشكلات حل بشوند . وضعيت فعلي ، نه مطلوب ما مطبوعاتي هاست و نه دانشگاهي ها . در اينجا هم بايستي همه دست به دست هم بدهيم و مشكلات را بر طرف كنيم تا رسانه هاي مكتوب ما هم جايگاه واقعي خود را در جامعه پيدا كنند .
- آقاي دكتر موانع را در چه چيزهايي مي بينيد؟
همين هايي كه عرض كردم . بعضي موارد در قانون هست كه بايستي اصلاح كنيم ؛ آموزش ما مشكلاتي در حوزه ي دانشگاه دارد؛ ساختار فرهنگي- اجتماعي ما بايستي يكسري مسائل را بپذيرد و روي فرهنگ جامعه كار كنيم ، به خصوص در حوزه ي افزايش سطح مطالعات .
- از نظر حاكميتي بيشتر مدنظر باشد ؛ ... ؟
من فكر مي كنم كه بر خلاف همه ي كشورهاي دنيا ، مسؤولين ما دغدغه ي فرهنگي دارند و طبيعتاً در اين دغدغه ي فرهنگي مايلند كه سطح مطالعه ي افراد بالا برود ؛ نشر مطبوعات افزايش پيدا بكند . بالأخره جامعه اي كه آگاه باشد ، فريب نمي خورد . كودتاي 28 مرداد به دليل ناآگاهي مردم اتفاق افتاد . اگر مي خواهيم مردم ما در جمهوري اسلامي ايران ترفندهاي دشمن را بشناسند ، نياز به مطبوعاتي داريم كه مرتباً اطلاع رساني كنند و اين چيزي نيست كه حاكميت مخالف آن باشد . اما بالأخره حاكميت هم معتقد به يكسري مرزهاست ؛ مرزهايي كه قانون و عرف تعيين مي كند . گاهي مواقع ما اينجا با حاكميت اختلاف نظر پيدا مي كنيم كه آن هم من فكر مي كنم با تعاملي كه بين اصحاب مطبوعات و مسؤولان نظام مرتباً در حال شكل گيري است ، اين مرزبندي ها را بتوانيم بهتر و بيشتر شفاف كنيم و بپذيريم .
- آقاي دكتر شما سهم و نقش مطبوعات و نشريات محلي را در روشنگري افكار عمومي و بازتاب مطالبات و پتانسيل هاي بومي منطقه اي تا چه حد مي بينيد؟
من فكر مي كنم همان نقشي كه مطبوعات سراسري دارند، با درصد بيشتري مطبوعات محلي دارند .
- با نشريات آذربايجان غربي تا چه حد آشنايي داريد ؟
ميزان آشنايي من با مطبوعات محلي اين استان ، با توجه به چند سفري كه به اين استان داشته ام و طي چند جلسه اي كه اين مطبوعات را تورق كرده ام ، الحمدلله به نسبت زمانهاي گذشته خيلي بهتر شده و نكاتي هم در كلاس و كارگاه آموزشي ( در حاشيه ي نمايشگاه مطبوعات ) گفتم كه خودتان مي توانيد نكات ياد شده را جمع بندي كرده و منتشرش كنيد .
- آقاي دكتر آذربايجان غربي عليرغم داشتن 5/2 ميليون نفر جمعيت ، از داشتن روزنامه محروم است ؛ نظر و پيشنهاد شما در اين رابطه چيست؟
اگر إن شاء الله آنچه كه من در كارگاه گفتم و با همديگر صحبت كرديم ، بتوانيم اينها را بسط بدهيم و اجرايي بكنيم ، من فكر مي كنم تا سال آينده روزنامه در استان شكل بگيرد . و بعد بايد در شهرستان هاي استان نيز روزنامه ها شكل بگيرند و اين تحول تداوم پيدا كند .
- ضمن تشكر از پاسخهايي كه ارائه فرموديد ، احساس مي شود در طول سه سال گذشته ، يك خلائي در بحث مطبوعات ايجاد شده ؛ مخصوصاً در بين نشريات مستقل . اين خلأ هم اكنون هم ديده مي شود ، بويژه در نشريات منتسب به دوم خرداديها ؛ در بخش تيترها و عناويني كه لحاظ مي شود ، مشخصاً در يك حد و حدودهايي است . چرا اين حد و حدود تازگي دارد ؟ يا واقعاً هدف حفظ اقتدار دولت است ؟
بله ؛ دقيقاً هر موقع تغيير و تحولي انجام مي گيرد ، يكسري مقاومتها و يكسري عدم پذيرشها هم اتفاق مي افتد . خود شما وقتي به هنگام تعويض خانه از يك جا به جايي ديگر اسباب كشي مي كنيد ، حتي ممكن است خانه ي جديد خانه ي بسيار خوبي باشد به لحاظ امكانات ، به لحاظ ساخت و به لحاظ همه ي چيزهايي كه در ساختمان سازي نقش دارند ؛ ولي واقعاً براي مدتها سخت مي شود كه با اين خانه اخت بشويد و عادت كنيد و ساختمان يا ساختار قبلي را فراموش كنيد .
طبيعتاً وقتي يك دولت جديد روي كار مي آيد و يك كابينه ي جديد تشكيل مي شود و يا يك وزير جديدي در حوزه ي فرهنگ مي آيد، اين يك گفتماني دارد كه تا اين گفتمان تابع تعامل واقعي بشود ، مقداري طول مي كشد . بله ، من اتفاقاً ديدم در ابتداي روي كار آمدن آقاي احمدي نژاد ، اين دلخوري ها و دلواپسي ها بين ما مطبوعاتي ها و دولت وجود داشت . ولي بتدريج اكنون ببينيد مثلاً وقتي آقاي رئيس جمهور يك جايي تشريف مي برند و يك خبرنگاري جا مي ماند ، سفر را ناتمام مي گذارد و منتظر مي ماند تا آن خبرنگار بيايد . اين فرهنگي كه از دولتهاي قبلي مانده ، همينطور ادامه پيدا مي كند . من فكر مي كنم إن شاء الله دولتهاي بعدي هم چه آقاي احمدي نژاد دوباره رأي بياورد يا فرد ديگري ، بايستي همين راه را ادامه بدهد . چون واقعاً دغدغه ي فرهنگي ، دغدغه ي مشترك ماست . رشد و اعتلاي مطبوعات ، سرمايه اي است براي جمهوري اسلامي . شما مطمئن باشيد با بستن هر روزنامه و هر نشريه اي درهاي ناجوري به روي جامعه باز مي شوند ؛ اين هم مطبوع نظر مسؤولين عالي و حتي مسؤولين رده ي مياني و پاييني نظام نيست.
- از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد ، بسيار متشكريم .
بنده هم متشكرم و برايتان آرزوي توفيق مي نمايم .
برداشت آزاد ؛ مشروط به ذكر منبع و نام نويسنده !
